دوران دانشجویی

بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها

امتحان ریاضی = كشتار بیوجرسی

امتحان میان ترم = زنگ خطر

امتحان پایان ترم = آوار

لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها

نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی

مسئولین دانشگاه = گرگها

استادان = این گروه خشن

اشپزخانه = خانه عنكبوت

رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی

پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر

دانشجوی ا خراجی = مردی كه به زانو در امد

دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید

دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس

واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ

مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته

پاس كردن واحدها = آرزوهای بزرگ

مرگ استادها = جلادها هم میمیرند

محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی

استاد راهنما = مرد نامرئی

كمك هزینه = بر باد رفته

درخواست دانشجویان = بگذار زندگی كنم

دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان

برخورد استادان = زن بابا

اتاق رئیس دانشگاه = كلبه وحشت

شب امتحان = امشب اشكی میریزم

تقلب در امتحان = راز بقا

یادگیری = قله قاف

دانشجوی معترض = پسر شجاع

تربیت بدنی1 = راكی

تربیت بدنی2 = راكی

خاطرات استادها = اعترافات یك خلافكار

انصراف = فرار از كولاك

تصییح ورقه امتحان = انتقام

نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ

شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری

آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ

هیئت علمی = سامورا یی ها

رئیس دانشگاه = دیكتاتور بزرگ

رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین

رئیس اموزش
 هزاردستان

معاون اموزش = دزد دریایی

برخورد مسئولین = كمیسر متهم میكند

 از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین

نظر سنجی امتحانات


         نظر سنجی امتحانات پایان ترم

روایت دوران دانشجویی!!!


شروع ترم

یک هفته بعد از شروع ترم

دو هفته بعد از شروع ترم

قبل از میان ترم

در طول امتحان میان ترم

بعد از امتحان میان ترم


قبل از امتحان
پایان ترم

اطلاع از برنامه پایان ترم

۷ روز قبل از پایان ترم

۶ روز قبل از پایان ترم

۵ روز قبل از پایان ترم

۴ روز قبل از پایان ترم

۲ روز قبل از پایان ترم

۱ روز قبل از پایان ترم

شب قبل از امتحان

۱ ساعت قبل از امتحان

در طول امتحان


هنگام خروج از
سالن امتحان

 وآخرش هم که همه میدونند

مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچكدام همه واحد های خود را پاس نكنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیكاری وجود ندارد. حداقل وقتی كه در دانشگاه حضور دارید به عنوان یك دانشجو شناخته می شوید نه یك بیكار.

چه شود؟

پتروس فرار می کند!

دهقان،فداکاری نمی کند!


لوک،بــدشانسی می آورد!...

پلنگ صورتی،زرد شده است!

میتـی کومان،استعفـا داده است!

پروفسور بــالتازار، جعلی مدرک گرفته است!


ای کیــو ســان،مـُـدل مو عوض می کند!

دو قلـــوها،دست هــم را نمـــی گیــرند!

رابین هـود،بــا دزد ها رفیق شده است!

پینوکیـو،به فکرِ جرّاحیِِ بینی است!

یـوگی،دوستـانش را مـی فروشـد!

پـت و مـت،پُست وزارت گرفته اند!

دخترک کبریت فروش، رفته دوبی !

ولی... ولی چوپـان دروغگو،هنوز دروغ می گوید .

چه شود؟

مملکته ما داریم!!!

                                 خدایا بگیر از من هر آنچه تو را از من می گیرد.                                               

اقتصاد ایران آن لاین: قیمت خودرو در ایران بالاتر از سطح جهانی‌ است. این تفاوت قیمت هم آنقدر نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد. چنین فاصله قیمتی ناخودآگاه این سوال را پیش می‌آورد که قیمت واقعی خودروهای پرفروش در ایران چقدر است و ایرانی‌ها برای چنین خودروهایی چقدر بیشتر از عرف جهانی هزینه می‌کنند.
در این میان به یک نکته اساسی دیگر هم باید توجه داشت. آن هم اینکه خودروهایی که اکنون در ایران در آستانه انفجار تولید هستند و هر روز تعداد بالایی از این خودروها در پارکینگ کارخانه ذخیره می‌شود از رده تولید شرکت‌های سازنده اصلی و فرعی آن خارج شده است. همین موضوع باعث می‌شود که کمی سنجش قیمت خودروهای مورد ذکر در کشورهای اروپایی و آمریکایی سخت شود ولی با این تفاسیر می‌توان قیمت تقریبی آنها را محاسبه کرد.


البته فاصله قیمتی خودروهای دست‌دوم در داخل و خارج کشور هم دست‌کمی از خودروهای نو ندارد و این گزارش می‌تواند به خودروهای دست‌دوم هم مربوط شود. در این گزارش ما سعی می‌کنیم برای تبدیل قیمت خودروها در داخل و خارج کشور از نرخ دلار ۱۶۰۰ تومانی استفاده کنیم زیرا بسیاری از کارشناسان معتقدند که این قیمت منطقی و واقعی دلار در کشور است. همچنین برای راحت‌تر شدن کار، قیمت‌ خودروها در کشورهای اروپایی را از یورو به دلار تبدیل کرده‌ایم.


اکنون در کشور ۴ خودرو پرفروش و مهم داریم که اقشار مختلف جامعه را به خود جذب کرده است:


- قشر متوسط و متوسط رو به بالا به تیپ‌های مختلف ۲۰۶ روی آورده ‌است و این خودرو با ظاهر به‌روزش توانسته دل این قشر را به دست بیاورد.

- تندر ۹۰ یا همان لوگان فرانسه قشر متوسط اداری و کارمند را مجذوب خود کرده و توانسته نیازمندی‌های آنها را برطرف کند.
- پژو ۴۰۵ و پراید هم که در محدوده قدرت قشر کم‌درآمد قرار گفته است که چاره‌ای ندارند با این دو مدل خودروی بی‌کیفیت سر کنند.

بنابراین آنچنان بی‌راه نیست اگر بگوییم این ۴ مدل خودرو اکنون جزو پرمتقاضی‌ترین خودروهای ما هستند که شرکت‌ها با فروش آن سودی قابل توجه نصیب خود می‌کنند.


کدام قیمت واقعی ‌است؟


در مرحله اول باید در نظر گرفت که خودروهای پرمتقاضی در کشور ما دیرگاهی‌است که آنچنان طرفداری در کشورهای اروپایی و آمریکایی ندارند و توجه‌ای از سوی دیگر کشورها به آن‌ها نمی‌شود.


مرحله بعدی این است که بپرسیم آیا متقاضی‌های داخل کشور برای این خودروها مانند دیگر کشورها قیمت‌های واقعی‌ و عادلانه پرداخت می‌کنند و یا متحمل هزینه‌های بیشتری می‌شوند.

بررسی قیمت این ۴ خودروی نام برده در کشورهای تولیدکننده آن نظیر فرانسه و کره نشان می‌دهد که قیمت خودروها در کشور ما بسیار بیشتر از قیمت واقعی‌ آنها در مبدا اصلی تولیدکننده آنهاست.

برای مثال اگر فرانسوی‌ها برای خرید پژو ۲۰۶ مبلغی در حدود ۱۰ هزار دلار پرداخت می‌کنند در کشور ما برای خرید این خودرو باید حدود ۸ میلیون تومان بیشتر هزینه شود.


این موضوع برای تندر ۹۰ یا همان لوگان فرانسوی‌ها هم به همین شکل است. آنها برای خرید این خودرو قیمتی برابر با ۸ هزار دلار می‌پردازند که به ریال مبلغی در حدود ۱۳ میلیون تومان می‌شود. این در حالی‌است که تندر ۹۰ در بازار آزاد به قیمت ۲۵ میلیون تومان به فروش می‌رسد و اگر بتوان آنرا به صورت کارخانه‌ای خریداری کرد باید مبلغ ۱۶ میلیون تومان به شرکت سازنده پرداخت کرد. بنابراین متقاضی ایران برای خرید ال-۹۰ مجبور است ۳ تا ۱۲ میلیون تومان بیشتر از متقاضیان اروپایی و آمریکایی پرداخت کند و از قیمت منطقی این خودرو فاصله بگیرد.


از سوی دیگر جالب است بدانید که اگر شما تصمیم بگیرید در کشورهای اروپایی یک پژو ۴۰۵ خریداری کنید برای آن باید مبلغ ۳ هزار دلار بپردازید. این مبلغ در کشور ۵ میلیون تومان برآورد می‌شود، آن هم در حالی که ۴۰۵ سوار داخل کشور برای خرید مدل‌های جدید این خودرو باید ۱۵ میلیون تومان هزینه کند. یعنی ۱۰ میلیون تومان بیشتر از قیمت واقعی آن!


وضع پراید اما جالب‌تر است. این خودرو در کشورهای اروپایی و آمریکایی اصلا طرفدار ندارد و کسی حتی نیم‌نگاهی به آن نمی‌اندازد. اگر کسی بخواهد این خودرو را خریداری کند برای آن تنها ۵۵۰ تا ۶۰۰ دلار پرداخت می‌کند، یعنی چیزی در حدود ۱ میلیون تومان!


مصرف‌کننده داخلی اما برای خرید این خودرو در داخل کشور مجبور است ۱۰ میلیون تومان هزینه کند. ۱۰ میلیون تومانی که به احتمال زیاد در آینده به پله‌های قیمتی بالاتری سعود خواهد کرد.


این قیمت‌ها به خوبی نشان می‌دهد که قیمت خودرو در کشور نسبت به دیگر کشورها تا چه حد غیرواقعی و غیرمنطقی‌است. آن هم خودروهایی که نه از نظر کیفیت ارزش چنین قیمت‌هایی را دارند و نه از لحاظ هزینه ساخت در این اندازه هزینه‌بر هستند.

در جدول زیر می‌توان قیمت ۴ خودروی ذکر شده را مشاهده کرد:

مدل قیمت واقعی به دلار قیمت واقعی به تومان تفاوت قیمت نسبت به ایران :


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دربی...

سلام... بالاخره اولین پست ورزشی رو خودم تو وبلاگ افتتاح کردم.

حتمآمیدونید که امشب و فردا دو بازی مهم برگزار میشن. 

اولی که بازی رئال و بارسا است  که همین امشب که بامداد فرداست برگزار میشه.

دومی هم بازی استقلال و پرسپولیس که روز جمعه برگزار میشه.

حالا هر کسی که بتونه هر دو  مسابقه رو پیش بینی کنه جایزه میگیره. (جدی میگم )

ولی از دوستانی که طرفدار لیورپول هستن خواهش میشه در مورد بارسلونا نظر ندن بهشون پیشنهاد میشه که بروند و تیم خودشون رو درست کنند..

.



مداد

پسرک از پدر بزرگش پرسید : پدر بزرگ درباره چه می نویسی ؟

پدربزرگ پاسخ داد :درباره تو پسرم ، اما مهمتر از آنچه می نویسم ، مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی ، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی ، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :



صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی ، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند . اسم این دست خداست ، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد .

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر ) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی ، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه ، از پاک کن استفاده کنیم . بدان که تصحیح یک کار خطا ، کار بدی نیست ، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری ، مهم است .

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است . پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد . بدان هر کار در زندگی ات می کنی ، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی ، هشیار باشی و بدانی چه می کنی .

خدایا...

خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز

با هزاران قدرت عقل توجیهشان می‌کنم ببخش . . .

خدایا برمن مهر کردن را عطا کن.  مهر و محبت خود و رحمتت را عطا کن

خدایا مرگ را خود خواهم آموخت . بر من زیستن در خانه ات را عطا کن . . .

خدایا

دستم به آسمانت نمی رسد

اما تو که دستت به زمین می رسد

“بلندم کن “

ما که از ترس خدا او را عبادت می کنیم بر تعصب های خود یک عمر عادت می کنیم

هر نمازی با خودش تجدید بیعت کرده و ساعتی دیگر به او راحت خیانت می کنیم

ما که مغروریم ازاینکه مسلمان زاده ایم و با طلبکاری ، تقاضای شفاعت می کنیم

چه زیبا خالقی دارم

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا، با آنکه میداند گنه کارم . . .

خدا مطلق است ، بی جهت است. این تویی که در برابر او جهت می گیری...


تست های سخت

سلام...  

چند تا تست براتون گذاشتم که حتمآ باید جواب بدید یعنی اصلآ نمیشه که جواب ندید............


ادامه نوشته

چند جمله زیبا...

1. دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند...

2. اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است ...

3. وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم....

4. به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد ...

5. خدایا:به من توفیق تلاش در شکست،صبر در نومیدی،رفتن بی همراه؛جهاد بی سلاح؛کار بی پاداش؛فداکاری درسکوت؛دین بی دنیا؛مذهب بی عوام؛عظمت بی نام؛خدمت بی نان؛ایمان بی ریا؛خوبی بی نمود؛گستاخی بی خامی؛قناعت بی غرور؛عشق بی هوس؛تنهایی در انبوه جمعیت؛دوست داشتن  بی آنکه دوست بداند؛ روزی کن

 دکتر علی شریعتی.

اثبات درس نخواندن دانشجویان در طول ترم

در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.
حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر باقی میماند
در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا'' 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند
... اما برای سلامتی جسم و روح روزانه1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا'' 15 روز میشود. پس 126 روز باقی میماند
طبیعتا'' 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند
1ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است.این خود 15 روز است.پس 81 روز باقی میماند
روزهای امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند
تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند
در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید.پس 6 روز باقی میماند
در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است
سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند
1روز باقی مانده همان روز تولد شماست.چگونه میتوان در آن روز درس خواند

پس یک دانشجوی نرمال نمیتواند درس بخواند

به روایت دکتر علی شریعتی

غریب است دوست داشتن و غریب تر از آن دوست داشته شدن آن گاه که میدانیم

کسی باتمام وجود مارا دوست دارد او را به بازی میگیریم هر چه او عاشق تر ما سر

خوش تر هر چه او اسیر تر ما بی رحم تر تقصیر از ما نیست تمام قصه های

 عاشقانه این گونه به گوشمان خوانده شده اند.

دکتر شریغتی چه عاشقانه گفت من تو را دوست دارم تو دیگری را دیگری دیگران را و

این گونه است که ما تنها ایم!!!

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم چون این دختران

از روی عشق میرقصند نه از روی عادت!!!

خدایا به من بیاموز که قبل از اینکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم کمی

با کفش هایش راه بروم!!!

 دو چیز مدهوشم میکند آبی آسمانی که میبینم و می دانم نیست و خدایی که

نمی بینم اما هست

در عجزم از مردمی که در زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی

میگریند که ازادانه زیست...

خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خواهم آموخت...

ترجیح میدهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا در مسجد

بشینم و به کفش هایم فکر کنم....

مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من  سال ها مذهبی بودم بدون

آنکه خدایی داشته باشم!!!