خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز

با هزاران قدرت عقل توجیهشان می‌کنم ببخش . . .

خدایا برمن مهر کردن را عطا کن.  مهر و محبت خود و رحمتت را عطا کن

خدایا مرگ را خود خواهم آموخت . بر من زیستن در خانه ات را عطا کن . . .

خدایا

دستم به آسمانت نمی رسد

اما تو که دستت به زمین می رسد

“بلندم کن “

ما که از ترس خدا او را عبادت می کنیم بر تعصب های خود یک عمر عادت می کنیم

هر نمازی با خودش تجدید بیعت کرده و ساعتی دیگر به او راحت خیانت می کنیم

ما که مغروریم ازاینکه مسلمان زاده ایم و با طلبکاری ، تقاضای شفاعت می کنیم

چه زیبا خالقی دارم

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا، با آنکه میداند گنه کارم . . .

خدا مطلق است ، بی جهت است. این تویی که در برابر او جهت می گیری...